الفيض الكاشاني
205
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
غرضى نيست و نسبت آنها به همهء اموال يكسان است . از اين رو كسى كه آنها را دارد مانند اين است كه همه چيز دارد ، امّا كسى كه جامهاى دارد دارايى او منحصر به همان است و اگر به طعام محتاج شود ممكن است صاحب طعام در جامه رغبت نكند و آن را از او نپذيرد و خواهان مركوب باشد . بنابر اين مردم به چيزى نياز دارند كه در صورت مانند اين است كه چيزى نيست و در معنا به منزلهء آن است كه همه چيز است . نسبت چيزى به اشياى مختلف آنگاه برابر مىشود كه آن چيز داراى صورت خاصّى نباشد كه در همان صورت مقيّد شود مانند آيينه كه رنگ ندارد ولى همهء رنگها را منعكس مىكند . همچنين در نقدين هيچ غرضى نيست بلكه وسيلهء همهء اغراضند ، مانند حرف كه خودش معنا ندارد ليكن معانى به وسيلهء حروف ظاهر مىگردد ، و اين دومين حكمت خلق درهم و دينار است و در اينها حكمتهاى ديگرى است كه ذكر آنها به طول مىانجامد . بنابر اين هر كس در درهم و دينار كارى كند كه در خور حكمتهاى آنها نبوده بلكه مخالف غرضى باشد كه در حكمتهاى آنها مورد نظر است نعمتهاى خدا را در آن مورد ناسپاسى كرده است . فى المثل كسى كه آنها را گنج و اندوخته كند بر آنها ستم كرده و حكمتى را كه در آنهاست ضايع ساخته است و مانند كسى است كه حكمران مسلمانان را زندانى كند به طورى كه بر اثر آن صدور حكم بر او ممتنع گردد ، زيرا هنگامى كه درهم و دينار را گنج كند حكمتهاى آنها را ضايع كرده و در نتيجه هدفى كه در ايجاد آنها مورد نظر است حاصل نخواهد شد ؛ چه درهم و دينار مخصوص زيد يا عمرو آفريده نشده است ، و افراد از عين آنها فايدهاى نمىبرند ، براى آن كه آنها دو سنگند ، بلكه آفريده شدهاند تا دست بدست شوند و ميان مردم حاكم و معرّف مقادير و تعيين كنندهء مراتب و ارزش اشيا باشند . خداوند متعال به كسانى كه از خواندن آيات او كه بر صفحات موجودات با خطّى الهى بدون حرف و صورت نوشته شده ناتوانند ، همان خطّى كه با چشم سر فهميده نمىشود بلكه با چشم دل دانسته مىشود ، خبر داده ، و اين ناتوانان را با گفتارى كه آن را از پيامبر خدا ( ص ) شنيدند و با حرف و صورت به آنها رسيده از معنايى كه فهمشان از ادراك آن ناتوان بوده آنان را آگاه كرده و فرموده است : وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ